دو ماه است با يک دختر تهراني چت مي کنم ديشب بالاخره خواستم از دهانش بشنوم دوستم دارد؟
ازش پرسيدم
چي رو تو اين دنيا دوست داري؟
گفت خدا رو
گفتم خوب بعد از خدا و پول کي رو دوست داري؟
گفت آره خيلي!
ديشب تا حالا خوابم نمي برد
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیپور
سکوت خانه ام سنگين
و شر شر باران
مي شويد همه تنهاييم را
وقت نوبهاران است
در اين بامداد خيس
در اين تنهايي سرشار
به ياد کودکي هايم
وه چه زيبا بود
بس گوارا بود باران
وقت نوبهاران است
عبور ساکت من
از کنار روزگاران است
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیپور
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیپور
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیپور
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیپور
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیپور
به سختي مي خنديم
به سختي مي گرييم
از مجسمه کمي آدمتريم
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیپور
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیپور
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیپور
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیپور
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیپور